تبليغاتX
-- عشق علی --
 

شور تب در پیکرم افتاده است        *      شور مستی در سرم افتاده است

حرف قلبم را هویدا می کنم        
*
         با خدای خویش نجوا می کنم

بار الهی خسته ام از زندگی        
*
        معصیت هایم شده شرمندگی

خوب می دانم که من بد کرده ام     
*
     راه خوشبختی خود سد کرده ام

من ذلیلم بیش از این خوارم مکن    
*
     دوره گرد کوچه بازارم مکن

خود نمیدانم کجا رفتم به خواب      
*
      از چه بیدارم نکردی آفتاب

توبه کردم توبه کردم بار الهی      
*
      زندگی و عمر خود کردم تباه

باب لطفت را به رویم باز کن      
*
      با عزیزانت مرا دمساز کن

بعد از این نجوا خدای نیک و زشت  
 *
    روی برگ کاغذین من نوشت

دوست داری مست و مجنونت کنم   
*
     تا ابد بر خویش مدیونت کنم

دوست داری همره جانان شوی    
*
      با خدای خویش هم پیمان شوی

می دهم با دردهایت خاتمه        
*
      آشنایت میکنم با فاطمه

فاطمه کار خدایی می کند      
*
         فاطمه مشکل گشایی می کند

هستی عالم بود از هست او      
*
       جنت و دوزخ بود در دست او

ماسوا روزی خورد از خوان او   
*
     گردش چرخ است با فرمان او

او کلید قفلهای بسته است       
*
          او امید هر دل بشکسته است

بهر او ارض و سما را ساختم     
*
     گفت او من مصطفی را ساختم

بهترین غمخوار و یاور دادمش   
*
     همسری را همچو حیدر دادمش

من به عشقش ساختم کوه و دمن    *     من عطا کردم به زهرایم حسن

داده ام او را عزیز عالمین     
*
         برترین مخلوق عالم را حسین

فاطمه بر عرض عالم کوکب است 
*
    مادر و آموزگار زینب است

علت ایجاد عالم فاطمه است     
*
        نقش روی قلب خاتم فاطمه است

فاطمه یعنی سرور اهل بیت      
*
      عزت و فخر و غرور اهلبیت

او تمام دلخوشی حیدر است      
*
      او شهید بین دیوار و در است

از وجود او خدا شیدایی است     
*
      کردگار این جهان زهرایی است

ای که هستی پر ز عصیان و گناه   *   هر چه می خواهی تو از زهرا بخواه

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 23:20  توسط سجاد  |